تبليغاتX
آســمـان عـــشق

آســمـان عـــشق

حرفهای تنهایی - سخنهای ناگفته - رسم زندگی

عشق چيست؟ (قسمت اول)

عشق چيست؟ (قسمت اول) تقديم به عشقم-z

زندگي بدون عشق مثل استفاده از تنفس مصنوعي است.

آيا من به خاطر اينكه به شما نياز دارم دوستتان دارم؟ يا به خاطر اينكه دوستتان دارم به شما نياز دارم؟ (اريج فرام)

وقتي به كسي مي گوييد «دوستت دارم» به چه معني است؟ جوابها و تفاسير زيادي به اين سؤال وجود دارد. اما زماني كه اين سؤال را مي پرسيد اكثريت مردم مي گويند كه عشق يك حس است و در قالب كلمه نمي گنجد. مردمي كه عاشق شدن را تجربه كردند از يك احساس دروني شبيه خواب گرم و شيرين گاهي از گيجي و بي فكري صحبت مي دهند. مارازيتي دوناتلا روانپزشك از دانشگاه پيزا بيان كرده كه «ديوانه وار عاشق شدن براستي باعث بيماري رواني مي شود.»

هميشه مردم مي پرسند «عشق واقعي را چگونه بشناسم؟ چگونه مطمئن شوم چه زماني عشق آسيب به من مي زند؟» در تلاشي براي پاسخ به اين سؤالها، از مردمي كه احساس عاشقي را تجربه كردند سؤال شد و اين نتايج طبق تحقيقات انسان شناس پروفسور هلن اي. فيشر بدست آمد:

مردمي كه عاشق شدند نيروي قوي را حس مي كنند كه سبب كشش اين دو جنس به هم مي شود، گاهي اين نيرو، كشش قوي فيزيكي است و به گفته روانشناسان عامل مهمي در عشق خيالي است. گاهي فراتر از اين بوده و تحقيقات جديد پيشنهاد مي كند بدنهاي ما فرايندهايي را ايجاد مي كند كه مطمئن مي شويم عاشق جنس مخالف شده ايم.

شرح عشق از نظر بيولوژي

فرد ممكن است روابط نامشروع با شريكش صرفاً بخاطر لذت جنسي داشته باشد، در آن هنگام كشش قوي را به شريكش احساس مي كند. در موارد زيادي يكي يا هر دو طرف در يافتن عشق ثابت و با دوام اشتباه مي كنند. بي شك مي دانيم كه چنين اشتباهاتي چه بهاي گزافي دارد. هلن اي. فيشر در بررسي اش گفت: «مغز اين مراحل را طي مي كند: شهوت، كشش و وابستگي» كه اين كشش را مي توان از نظر زيستي شرح داد. او دريافت كه بعد از اوج لذت جنسي، سطح هورمونهاي واسوپرسين در مردان و اكسي توسين در زنان طغيان مي كند. اين هورمونها بعنوان علت وابستگي شناخته شدند، كه منجر شد فيشر نتيجه بگيرد حضور اين مواد شيميايي در بدن مسؤول نزديكي زوجها بعد از آميزش جنسي است.

در مقاله اي در سربرم، يك مغزشناس به نام دانافرم سه سيستم مرتبط با همسر، توليدمثل و والدين را توضيح مي دهد. اين سيستمها شهوت، كشش و وابستگي ناميده شده است.

شهوت: راهي غريزي است كه آنقدر مرد و زن تحريك مي كند. تا عمل جنسي بين آندو انجام شود.

كشش: اين سيستم دو شريك را بطور شهوت آميزي متمركز مي كند تا تلقيح انجام گيرد. فيشر متوجه شد فرضيه سيستم كشش بعنوان راهي فردي است تا بهترين شريك را انتخاب و اين تمركز را ادامه دهد. افراد كه فكر مي كردند بطور ژنتيكي برترند ، و هنوز هم هستند، مي توانند شريك زناشويي مطلوبي باشند.

وابستگي: اين روش عاطفي (اصطلاح «عشق مهربان») بوجود آمده است تا زاد و ولد و حيات نسل ضمانت شود. منظور اصلي از افزايش سطح هورمونهاي واسوپرسين و اكسي توسين كه در بالا ذكر شد حفظ زندگي مشترك والدين است، حداقل تا زماني كه فرزند توانايي مراقبت از خود را داشته باشد. جالب است بدانيد شهوت و كشش هميشه دست به دست هم نمي دهند. چراكه در گزارشي وقتي مرد و زن تستسترون را به خود تزريق كردند ـ تستسترون هورموني است كه بعنوان افزاينده تمايل جنسي شناخته شده است ـ سكسشان افزايش يافت اما آنها عاشق هم نشدند.

در اين گزارش فيشر همچنين به مطالعات اجرا شده د.مارازيتي و همكارانش اشاره كرد كه عاشق شدن را مربوط به سطوح پايين هورمون سروتونين مي دانند. اما بر طبق گفته مارازيتي، اين تعادل شيميايي در انسانها ثابت نيست، تاييد مي كند كشش شهواني براي هميشه پابرجا نمي ماند. در آزمايشي بعد از اين مدت كه افراد را در حالت شيفتگي بين 12 تا 18 ماه بررسي كردند، سطوح سروتونين در بدن مردان و زنان شيفته و از خودبيخود تغيير مي كند و بازگشت سطوح مشابه در افرادي كه عاشق نشدند، ديده شد.

اين تحقيق از اين نظر مهم است كه چگونگي عملكرد سيستم بيولوژيكي را همراه با فرايند احساسي شرح مي دهد. هر زمان كه ما شريك مناسب را پيدا كرديم، مي توانيم به سيستم هاي بيولوژيكي و شيميايي مان اعتماد كنيم كه ما را در رسيدن به اهداف احساسي كمك مي كند. و زماني كه شريكمان جذابيت كمتري برايمان دارد لزوماً به اين معني نيست كه عشق ديگري غير از ما دارد. ساده تر اينكه فرايندهاي بيولوژيكي بطور طبيعي كار خود را انجام مي دهد.

مردم مي گويند كه در جستجوي همسر مطلوبشان هستند شخصي كه چگونگي نگاه به زندگي خود، مهمترين ارزشهايش و نيروي محركي كه سبب حركتش است را با ما تقسيم كند. پروفسور ناتانيل براندن، مي گويد «وقتي شخصي را مي بينيم فكر مي كنيم چگونه خودش را آزمايش مي كند. ما سطح هيجان يا فقدان هيجان فردي را حس مي كنيم. كشش يا دفع فوري ما غيرارادي است بخاطر اينكه بدن و احساسات ما واكنش سريعتري نسبت به فكري كه در قالب كلمه بگنجد، شكل مي دهد.»

آندرا ان.جونز در نظريه جواني در روزنامه اي كه توسط سرويس Pacific News منتشر شد گفته: هر شخصي يك موجود زنده منحصر بفرد است. آنچه در يك لحظه احساس مي كنيم اينكه شريك انتخابي ما چيزي دارد كه مي تواند زندگي ما را كامل كند. چنين شخصي احتمالات جديدي را مي آورد كه مي تواند ما را توانگرتر كند. اين مطلب به اين معني نيست كه شخص جديدي كه يافتيم تنها شخصي است كه مي تواند زندگي ما را بهبود بخشد. ممكن است اشخاص ديگري هم چنين باشند. به اين دليل نتيجه گيري مي شود براي هر شخصي بيش از يك معشوق وجود دارد.

اين قضاوت فوري از سازگاري در اولين برخوردتان كه با همديگر آشنا مي شويد، اتفاق مي افتد. چون فرايندهاي منطقي فكري سريعترند، همه شما در اولين ارتباط اين مطلب را حس مي كنيد اما دليلي براي توضيح آن نداريد.

پس از اين با شريكتان خودماني تر مي شويد و شروع به يافتن راهي كه او هست، واكنش ها و تجربيات عاطفي و غيره مي كنيد. توانايي تشخيص تشابهات و تفاهمات فردي را داريد، بنابراين اولين كشش متقابل برايتان روشن است. درست است كه كشش متقابل زوجها را بهم نزديك مي كند اما عشق كششي عميق تر از آن ايجاد مي كند.

                                                                                              ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 20:12  توسط عرفان مرادي  | 

عشق چيست؟(قسمت سوم)

عشق چيست؟(قسمت سوم)

زندگي بدون عشق مثل نفس كشيدن با تنفس مصنوعي است.

آيا عشق هميشگي است؟

دي باي 33 ساله جمع كننده اعتبار براي شركت كشتيراني، اخيراً به رابطه 3 ساله اش پايان داد.«از لحظه اي كه با جري آشنا شدم، فهميدم كه او راه درست را پيدا كرده اما تجربه به من آموخت كه با هوشياري اقدام كنم. بعد از 4 ماه از آشناييمان، تصميم گرفتم براي اولين بار عقايدم را اصلاح كنم، جري همان شخصي بود كه من از يك انسان توقع داشتم. ما 3 سال با يكديگر شاد بوديم و جري مدام مي گفت وقتي راضي و خوشنود مي شوم كه شخصي را بيابم كه زندگي وموجودي مان را با هم تقسيم كنيم.

ما شغلهاي مختلف را با هم مرور كرديم، به تعطيلات رفتيم، حتي به سينما رفتيم، زندگي راحتي با هم داشتيم، اما به چند دليل هرگز فكر ازدواج را نمي كردم. ما بخشي از روز در باره آشنايي مان صحبت كرديم، اما با اينكه جري موضوع ازدواج را پيش كشيد ولي من احساس كردم هنوز آمادگي ندارم. جري خواست روابطمان را به سطح بعدي بكشاند اما من حس كردم در همين حد راحت ترم. او برايم ترسيم كرد كه اين نوع روابط هميشگي و پايدار نيست. اين مسأله مرا ترساند چون واقعاً او را دوست داشتم اما مي دانستم كه آمادگي ازدواج ندارم.

زماني كه متوجه شدم جري واقعاً مي خواهد ازدواج كند اتفاق عجيبي افتاد. من شروع به نارضايتي روابطمان كردم، مسائلي كه دوست نداشتم بيان كردم برخي هيجاناتم را از دست دادم و خواستم كه فقط يار و همراه او باشم. گويا بعد از همه لطف و خوبيهايي كه او به من كرده بود من در روابطم با او سهل انگاري كرده بودم. من حس كردم شايستگي او را ندارم و سرانجام توافق كرديم كه راهمان را از هم جدا كنيم، ولو اينكه با از دست دادن او تنها راه عشق من به او از دست مي رفت.

الان 4 سال از زماني كه روابط من و جري پايان يافت مي گذرد و من هنوز نفهميدم چه اتفاقي بين ما افتاد. من افراد ديگر را ديده بودم اما تا زمان نزديكي من و جري اين حس را تجربه نكرده بودم. دوستانم مي گفتند من هنوز آمادگي ازدواج را ندارم شايد هم درست مي گفتند. در روابطم با جري حس كردم بايد خودم باشم ما همديگر را دوست داشتيم و با هم زندگي كرديم بدون اينكه قيد و بندي به هم داشته باشيم (حداقل اين چيزي است كه من حس كردم). زماني كه او ازدواج را جدي گرفت من بيشتر از يك يار به او نگاه نمي كردم و اما اگر كس ديگري قصد پيوند وعلاقه به من را داشته باشد احساس پشيماني كرده و زخم من دهان باز خواهد كرد.»

آيا شما فكر مي كنيد اين رابطه عشقي درست بود؟ بعضي ها مي گويند يك اشتباه بود و چون دي باي و جري بدرستي با هم سازگار نبودند نبايستي اين ارتباط از ابتدا شروع مي شد.

اما بايد گفت اين رابطه موفق بود چون هر دو شريك 3 سال از زندگي شان ازهمديگر بهره بردند و معناي عشق را دريافتند. كسي مي گفت اگر يك لحظه در زندگي مي توانيد شادي واقعي را داشته باشيد، آن لحظه را بقاپيد و غنيمت شماريد چون شادي واقعي به آساني يافت نمي شود.

عشق يك نهاد زنده است، اگر خاموش و متوقف شود مي ميرد. سرزنده بودن به معني حركت به سمت جلو ست و رفتن به جايي كه سفر زندگي شما را مي برد.عشق تنها وقتي مي ميرد كه دوباره در شكل متفاوتي متولد شود. شايد دي باي و جري حركت كردند تا عشق را در جاي متفاوتي بيابند، اما آنها خود را هميشه با اين مطلب تسلي مي دهند كه لااقل يكبار عشق را بين خود تقسيم كرده اند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 20:10  توسط عرفان مرادي  | 

عشق چيست؟(قسمت دوم)

عشق چيست؟(قسمت دوم)

زندگي بدون عشق مثل استفاده از تنفس مصنوعي است.

عاشق شدن، دوست داشتن نيست

بسياري مردم با كشش و جذب به همديگر مواجه شدند اما از آن ببعد شادتر زندگي نمي كنند چرا؟ چون بيشتر آنها كشش را با معني عشق اشتباه گرفتند.

در مورد عشق مطالب زيادي وجود دارد اما  اين مطلب در اينجا  صحيح تر به نظر مي رسد. بياييد توضيحي در مورد عشق دهيم. وقتي كسي را دوست داريد ارزش زيادي براي آن شخص قائليد چون انتخابي كرده ايد و براي افزايش اين علاقه و عشق راههايي را پيشنهاد مي كنيد. همچنين آسايش و پيشرفت را در بالاترين الويت انتخاب دوست و عشقتان قرار مي دهيد. بله اين يك انتخاب است و نياز به جمع آوري اطلاعاتي داريد كه نياز به صرف زمان دارد. پس دلايل و چيزهاي زيادي بعنوان اولين نشانه عشق وجود ندارد.

اگر چه در اين نمونه منظور از پيشنهاد راهكارهايي از سوي شما به اين معني نيست كه فداكاري كنيد يا از ابتكارات و تجارب ديگران محروم بمانيد. اكثر مردم «عشق ورزيدن» را به همراه «كمك از تجارب ديگران» بيان مي كنند. اما روانشناسان آشنا با رفتارهاي انساني، فهميدند كه «عشق ورزيدن» معناي ديگري دارد. زماني كه عشق مي ورزيد زندگي و شادي را بالقوه تجربه مي كنيد.

از اينرو كساني كه عشق به ديگران مي ورزند، باارزش ترين هديه اي كه مي بايستي ارائه دهند: شادي، فهم و عشقشان براي زندگي است. براي ديگران اين چيزها باارزش تر از پول است، و هنوز آنها مايل به عشق ورزيدن بطور رايگان و آزاد هستند. پس اتفاق عجيبي مي افتد. با عشق ورزيدن، زندگي ديگران را با شادي، سرزندگي و فهم يا درك كه بخشي از وجود آنهاست، پر مي كنند. زماني كه همه اين چيزهاي خوب زندگي شخص را ارتقا داد، شخص آن احساسات را بروز مي دهد، شادي تولدي نو مي بخشد كه مي تواند بين هر دو آنها تقسيم شود. بنابراين با عشق ورزيدن، مردم به طور غيرارادي عشق را دريافت مي كنند، ولو اينكه آنها با اين قصد و غرض عشق نورزيده باشند.

چرا ما به عشق نياز داريم؟

«بزرگترين چيزي كه تا كنون ياد گرفته ايم عاشق بودن و عشق ورزيدن است.» نات كينگ، ميلز ديويس.

از لحظه اي كه متولد شده ايم و حتي قبل از آن، طبيعت براي ما زمينه عشق ورزي مادر را فراهم آورده است. بدون آن عشق، زنده ماندن ما غير ممكن بنظر مي رسد. عشق مادر مترادف مراقبت، حمايت و پرورش كودك است. ارتباط ما با «مادر» اولين درك ما از عشق است. همانطور كه در جريان زندگي پيشرفت مي كنيم ياد مي گيريم كه عشق به معني حفظ و مراقبت از آسايش خودمان است.

عشق خالص مادر نشانه اي از عشق زيستن است، عشقي كه هدفي جز زنده ماندن ندارد. بعضي مردم مي خواهند كه از اين نوع عشق در روابط و مراحل ديگر زندگي خود مثل سنين بلوغ نيز داشته باشند. يكي از دوستان من بيان مي كرد كه مادرش به او گفته هر وقت زني را پيدا كردي كه مثل مادر به تو عشق بورزد، همچون مادري كه وجود و زندگي اش را نثار فرزندش مي كند، فوراً با آن زن ازدواج كن. دوستم نزديك به 50 سال دارد و هنوز ازدواج نكرده است.

عشق مادر ذاتاً يك طرفه است، گذشته از دريافتهاي جانبي كه دارد، ولي عشق بخشيدن او يك طرفه است. اما در تصور متعارف از عشق، طرفين متقابل، بخشيدن و دريافت عشق را تقسيم مي كنند. همه مي دانيم در روابط بهره برداري، هر دو شريك بهمديگر نياز دارند، «بهره بردار» نياز به كسي دارد كه از او بهره برداري كند و «وابسته» نياز به بهره برداري دارد. در چنين روابطي وابستگي متقابل تا وقتي كه طرفين وجود داشته باشند، ادامه مي يابد. برخلاف روابط مادر و بچه كه اين روابط نابرابر است.

همراهي و ياري

بديهي است كه همراهي نياز اساسي در زندگي است، انسانها هميشه نياز به همراه و ياور را ابراز مي كنند. افراد حداقل نياز به يك فردي دارند كه صميصيت و ارزشهاي مهم زندگي را با آنها تقسيم كنند.

همچنين مردم نياز به دريافت چيزهايي دارند كه به افراد ارزش دهد، چيزهايي كه خوشي و شادي ببخشد، چيزهايي كه بتوانند دوست داشته باشند و در نهايت دليلي براي زندگي به افراد دهد. ديده ايم افرادي كه كسي را براي دوست داشتن ندارند و حقيقتاً خود را تنها مي بينند، حيوانات يا گياهاني را در منزل خود نگه داري مي كنند. بخاطر داشته باشيد كه يك گياه سالم با اينكه مي تواند سموم را از هوا جذب كند و هواي سالمي را در اختيار قرار دهد اما به تنهايي نمي تواند زندگي خوبي را به ارمغان آورد.

                                                                      ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 20:10  توسط عرفان مرادي  | 

رجيستري ( Registry ) چيست?

رجيستري ( Registry ) چيست?

رجيستري ( Registry ) چيست وچه نقشي در ويندوز دارد؟

رجيستري فراتر از يك سري كليد است كه درباره آن در مقالات و سايتهاي مختلف و حتي كتابها چيزهايي مي خوانيد. جاي بسي تآسف است Microsof رجيستري و تنظيمات آن را در هاله اي از ابهام قرارداده است و افراد زيادي با تنظيمات واقعي سيستم عامل خود بيگانه اند. مايكرو سافت از ارائه اطلاعات كافي در مورد تنظيمات صحيح خودداري كرده است و در مورد رجيستري اسرار زيادي باقي گذاشته است. مطمئنآ گذاشتن اطلاعات در مورد رجيستري بيشتر باعث آسيب رساندن به آن است تا اينكه اطلاعات كافي در اين مورد داشته باشيم.

رجيستري در ويندوز حاوي فايل هاي اطلاعاتي است كه به ويندوز براي كنترل سخت افزار، نرم افزار، محيط كاربر و ارتباط با ويندوز كمك مي كند. رجيستري شامل 2 فايل در دايركتوري ويندوز است:system.dat  و user.dat . بوسيله فايل اجرايي Regedit.exe كه در دايركتوري ويندوز وجود دارد مي توان به 5 بانك اطلاعاتي رجيستري دست يافت.

رجيستري يك سري از فايلها است كه همه جوانب عملكرد سيستم و چگونگي كاركرد آن حتي با وسايل جانبي را تحت كنترل دارد.

رجيستري منحصرآ براي كاربردهاي 32 بيتي طراحي شده است و حجم فايل تا حدود 40MB محدود شده است.

به زبان ساده رجيستري ويندوز جايي است كه برنامه هاي نرم افزاري و خود ويندوز  را شناسانده و اطلاعات براي استفاده بين دفعات مختلف اجرا نگهداري مي شود.

براي مثال هر بار ويندوز اجرا مي شود، رجيستري  برنامه هايي را كه شما قبلآ اجرا كرده ايد احضار مي كند.

رجيستري آخرين عمل شما را با رديف كردن اطلاعات در رجيستري به خاطر مي آورد.

يك مثال ديگر اينكه هر نوع فايل ( file type ) به وسيله يك نرم افزار قابل دسترسي است. مثلآ زمانيكه روي يك فايل GIF دابل كليك مي كنيد به وسيله explorer مي توانيد آن را مشاهده كنيد. يك نرم افزار زمانيكه نصب مي شود به رجيستري نوع فايل هايي را كه مي تواند دسترسي داشته باشد اطلاع مي دهد يا اصطلاحآ خود را رجيستر مي كند و در حقيقت رجيستري يك ميدان بزرگ مبارزه تجاري بين شركت هاي نرم افزاري است مثلآ Netscape و IE سعي مي كنند خود را به عنوان مرورگر ( browser ) پيش فرض رجيستر كنند.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 20:7  توسط عرفان مرادي  | 

سلام به وبلاگ من خوش آمدید

دوستان عزیز ضمن عرض خوش آمدبه شما خواهش می کنم با ارائه نظرات ارزشمند خود من رو تو بهتر عرضه کردن مطالب به خوانندگان وبلاگ کمک کنید .

                                                                                                           با تشکر عرفان

آيا افزايش حافظه RAM در كامپيوتر هميشه امكان پذير است؟

افزایش حافظه RAM در سیستم عاملهای ویندوز متفاوت بوده و افزایش بیش از حد آن بسته به نوع سیستم عامل، باعث فشار آوردن به سیستم می شود.
--------------------------------------------------------------------------------

با وجودیکه كه ويندوزهای 98 و ME، بــا RAM هــاي بــيش از 512 مگا بايت مشكل داشته و پذيراي آن نيستند، اما ويندوزهاي 2000 و XP قادرند كه RAM هاي بالاي 512 مگا بايت را هم پشتيباني كنند.
براي پاسخ به اين سوال كه آيا ويندوز XP نسبت به نسخه هاي قبلي ويندوز از توانايي سيستم بالاتري برخوردار است يا نه، ما آن را با ويندوز 98 SE، ME و 2000 مقايسه كرده ايم.
وينـــدوز XP داراي هــر دو هسته مــركزي در ويـندوزهـاي 9x و NT مي باشد و بنــابرايـــن هـــــم مـــي توانــد بـــــــه صــــــورت FAT(File Alocation Table) و هــم بـه صـــورت (NTFS(NT File System عمل كند. اين نسخه از ويندوز، يعني XP، از همان ابتدا و در بطن خود، 2 نوع جدول تنظيم كننده فايل را براي هر دو فايل سيستم دارا است. از اين رو ويندوز XP را با هر دو نوع سيستم، يعني FAT و NTFS، آزمايش كرديم.
در اين آزمايش، ويندوز 98 SE و ME را فقط با FAT 32 و ويندوز 2000 را فقط با سيستم NTFS راه اندازي و استارت كرديم.
در روند آزمايش، همه سيستم هاي عامل مي بايست دو تست راندمان (توانايي) زير را شامل مي شدند:

• يك Application–Benchmark SYSmark 2001 كه با RAM هاي 128، 256، 512، 1024 مگا بايت آزمايش مي شوند.
با اين Benchmark، برنامه هاي كاربردي استاندارد مانند Word و Outlook كار مي كنند تا عملي معمولي را بر روي كامپيوتر شبيه سازي كنند.
اين آزمايش براي تشخيص عملكرد سيستم عامل در حين كار نقش تعيين كننده اي دارد.

•يک 3D-Mark-2000 Grafik-Benchmark كه با RAM هاي 128، 256، 512، 1024 مگا بايت آزمايش مي شوند. ما حداقل مقدار حافظه RAM را MByte 128 انتخاب كرديم.
مقدارهاي قبلي براي سيستم هاي عامل قديمي اين نتيجه را دادند كه تجهيز آنها با حداقل “ RAM” 128 مگا بايت، بهبود عملكردشان خيلي سريع قابل لمس و مشاهده است.

هدف ما این بود كه آيا ويندوز XPبا حافظه هاي RAM بيشتر، راندمان بالاتر را بدنبال خواهد داشت؟
مجموعه تست ما از يك پنيوم III/600e، يك مادر برد Tyan Trinity 4000 با اِسلات VIA، يك هارد Ultra-ATA DTLA-307015 ساخت شـــركت IBM و يــك كارت گرافيك3d Prophet ساخت شركت Hercules با تراشه nVidia GeForce-256 و 32 مگا بايت حافظه DDR RAM تشکیل شده بود. به عنوان حافظه RAM مقادیر 128، 256، 512 و 1 گيگا بايت به صورت انتخابي استفاده شد.
ويندوز 98 SE و ME قابليت كار با RAM 512 مگا بايت را نداشته و آن را پَس مي زنند. بنابراين بايد اين مقدار در قسمت System.ini به آن اضافه شود.
برای دستیابی به فايل System.ini دو راه وجــود دارد؛ یکی اینــکه می توانید این فایل را در دايركتوري ويندوز با 2 بار كليك كردن بر روي آن را باز كنيد. دوم اینکه با تايپ دستور Sysedit در سطر فرمان در منوي Start/Run، فايل System.ini را انتخاب كنيد. سپس، پس از وارد كردن [vcache] بر روي صفحه باز شده، خط فرمان زير را وارد كنيد:
MaxFileCache = 524288
اين حجم انتخابي براي حــافظه RAM بــر مبناي واحــد بيت (Bit) می باشد. تنظيم خود را از قسمت File و كليك بر روي Save، ذخيره كنيد. تازه پس از انجام اين كارها قادر خواهيد بود كه تحت ويندوز 98 SE و ME با يك گيگا بايت RAM كار كنيد.
همان طور كه در فهرست اينجا نشان داده شده است، اين تنظيمات با تنظيم هاي ديگر توسط Benchmark فرقي نمي كند. اين راه کارها به صورت فهرست وار در زير آورده شده اند.
• درج كامل اين دستور در سطر فرمان RUN به صورت زير است:
MinFileCache = xxxx
MaxFileCache = yyyy
ChunkSize = 512
به عنوان حداقل مقدار MinFileCache، يك هشتم (8/1)، و به عنوان حداكثر MaxFileCache، يك چهارم (4/1) حافظه RAM موجود توصيه مي شود.
ChunkSize ارائه دهنده مقدار بسته اي است كه با آن VCache قادر است بخواند و بنويسد. اين مقدار بايد 512 باشد.
• شما فايل ذخيره سازي را در System.ini با وارد كردن مقدار زير تحت [386Enh] فیکس مي كنيد.
MaxPagingFileSize = xxxx
MinPagingFileSize = yyyy
اين مقدار نيز در واحد بيت (Bit) سنجيده مي شود.
متخصصان بر سر مناسب ترين حجم فايل ذخيره سازي با هم اختلاف نظر دارند. پيشنهاداتي كه در اين زمينه شده است بين 5/1 تا 5/2 برابر حافظه RAM نوسان مي كند. برخي ديگر براي حافظه RAM و فايل ذخيره سازي، در مجموع مقدار 512 مگا بايت را پيشنهاد مي كنند.
• براي اينكه ويندوز 98درست مانند ويندوز 95 هميشه از حافظ RAM سريعتري استفاده كند - قبل از اينكه به فايل ذخيره سازي دسترسي يابد - بايد كه شما مقداري را در System.ini اضافه كنيد. براي اين كار در قسمت عنوان [386 Enh] سطر زير را وارد كنيد:
ConservativeSwapfileUsage = 1
• دستور ديگري، فايلهاي dll را پس از استفاده، از حافظه RAM خارج مي كند. به طور معمول ويندوز اين فايل ها را مدتي در حافظه RAM نگه مي دارد، زيرا احتمال زيادي وجود دارد كه از اين فايلها در فاصله نزديكي دوباره استفاده شود. كسي كه در كامپيوتر خود حافظه RAM كمي دارد، بايد در مصرف آن و همچنين فايلهاي dll دقت كند.
وارد كردن فرامين زيــر بــه محض اينكه يك برنــامه پــايان مي يابد، حــافظه را خــــالي مي كند. براي اين منظور Registry-Editor را باز كنيد و مسير زير را انتخاب كنيد.
HKEY_LOCAL_MACHINE\Software\Microsaft\Windows\CurrentVersion\Explorer
در پنجره سمت راست يك Value Name را از طريق Edit/new/String Value بــا نام AlwaysUnloadDll ايجاد كنيد. Registry-Entry پس از استارت مجدد فعال خواهد شد.

Sysmark 2001
Sysmark 2001 ساخت شركت Babco در رابــطه بــا يــك Applications-Benchmark مي باشد. همــه بــرنــامـه هايــي كــه در آن بــه كـــــار گــرفتــه شــده اند اغـــلــب از جــانــب مشتري ها مورد استفاده قرار مي گيرد.
به همين منظور Benchmark همه برنامه ها را به طور كامل نصب مي كند و به اندازه كافي از آنها استفاده مي كند. پس از آن، اين برنامه ها به طور كامل Unistall (غيرفعال) مي شوند.
Benchmark از طريق 14 برنامه زير خود را اضافه مي كند:
Microsoft Office (Word, Excel, Access, Outlook, PowerPoint), Dragon Naturally Speaking, Netscape Communicator, WinZip, McAfee Virus Scan, Adobe Photoshop, Adobe Premiere, Microsoft Windows Media Encoder, Macromedia Flash, Macromedia Dreamweaver.
در اين قسمت ما از Patch3 آن استفاده كرديم.
شركت Babco پروسه آزمايش Sysmakr 2001 را در مقايسه با نسخه هاي قبلي تغيير داده است. اين كاربردها ديگر به خودي خود استارت نمي شوند، بلكه براي تست توان چند منظوره، فقط به همراه كاربردهاي بيشتر ديگري استارت مي شود.
در اینجا دو آزمايش وجود دارد، يـــكي Internet Content Creation و ديــــگري Office Productivity مي باشد كه مقادير آنها به نتيجه نهايي افزوده مي شود. پيش از هر تستي، كامپيوتر مجدداً استارت مي شود به طوري كه تك تك مقادير، ديگر مانند نسخه هاي قبلي تفاوت فاحشي ندارد.
كامپيوتر مورد آزمايش هنگام كار با Internet-Content-Creation (با 128 مگا بايت RAM) تحت ويندوز XP قفل كرد.
بنابراين ويندوز 2000 سيستم عاملي است كه بالاترين راندمان و توان را دارا مي باشد. بهترين عملكرد ويندوز XP زماني است كه تحت سيستم NTFS و با 512 مگا بايت RAM كار مي كند.
سيستم FAT در ويندوز 98 SE كمي عقب مي ماند.

3D Mark 2000
در رابطه با Graphic-Benchmark 3D Mark 2000 بايد گفت كه ويندوز ME با تفاوتي كوچك، برگرفته از ويندوز 98 SE مي باشد و اختلاف چنداني با آن ندارد.
پس از آن ويندوز XP در رديف بعد قرار مي گيرد، به شرطی که اختلافي از نظر اينكه هارد با سيستم FAT يا NTFS پارتيشن بندي شده باشد وجود نداشته باشد. استفاده از سيستم NTFS تحت ويندوز XP تفاوتي را ايجاد نمي كند و فرقي نمي كند كه آيا با NTFS فرمت شده باشد، به سيستم FAT ( ويندوز Upgrade 98 شده ) تغيير داده شده باشد يا از يك پارتيشن موجود NTFS ( ويندوز Upgrade 2000 شده ) استفاده شده باشد.
مديريت NTFS در ويندوز XP بهينه شده است، زيرا ويندوز 2000 در 3D Mark 2000 به میزان يك سوم پايين تر از نسخه هاي ديگر ويندوز قرار داشت.

نتيجه گيري
زماني كه كامپيوتر از ابتدا با RAM 256 مگا بايت تجهيز شده باشد، اقدامات تنظيم كننده براي RAM و فايل ذخيره سازي نتيجه اي نخواهد داد( بهترين اقدام تنظيم كننده براي تجهيز حافظه خواندني زماني صدق مي كند كه تجهيز RAM در مرتبه پايين تر قرار داشته باشد). اما اين افزايش RAM نبايد زياد باشد، چرا كه افزايش RAM بيش از 256 مگا بايت ارزشش را ندارد.
به خصوص در سيستم عامل های ويندوز 9x حافظه RAM بيش از اين مقدار راندمان بالاتري را نشان نمي دهد. به هیچ وجه برای کامپیوتر خود بیشتر از 512 مگا بایت RAM استفاده نکنید، چرا كه در اين صورت سيستم خود را تحت فشار قرار مي دهيد.
ويندوز 98 SE يك سيستم عامل سريع است. ويندوز 2000 براي اجراي بازيها چندان مناسب نيست. همچنين ويندوز XP با سيستم FAT و NTFS شناخته مي شود. با اين وجود، بازدهي و راندمان ويندوز XP كمي پايين تر از سيستم هاي عامل ويندوزهاي قبلي است

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 22:0  توسط عرفان مرادي  |